ایران آفتاب

کلیک کن ضرر نمی کنی!

عکس‌های تابناک از یک پارتی مختلط

 

مجتمع تفریحی دشت بهشت تهران، غروب جمعه و در سالروز شهادت امام سجاد (ع) میزبان یك پارتی شبانه با حضور تعدادی از پسران و دختران نیمه عریان بود!

به گزارش «تابناک»، در شب سال نو میلادی در کنار برگزاری مراسم جشن کریسمس در باشگاه آرارات توسط همشهریان ارامنه که در چارچوب قانون و بر اساس حق طبیعی آنها انجام شد، متاسفانه در 14 نقطه تهران عده ای از دختران و پسران مسلمان! اقدام به برگزاری پارتی های مختلط کردند.

بر اساس این گزارش، در یكی از این مراسم ها كه جمعه شب در محل مجتمع تفریحی دشت بهشت در منطقه اوین و با حضور صدها تن از دختران و پسران به اصطلاح مسلمان برگزار شده بود، حضار با ظاهری نامناسب و هنجارشكن اقدام به پرپایی جشن و پایكوبی كردند.

در این مهمانی كه از ساعت 21 الی 2 بامداد به طول انجامید، زنان و دختران با پوشش زننده و نیمه عریان از محل ورودی به مجتمع تا هنگام خروج با این وضعیت حضور یافته و بنا بر اخبار دریافتی حتی چند تن از این افراد به وسیله آمبولانس از محل خارج می شوند که به احتمال زیاد بر اثر مصرف زیاد از حد مشروبات الکلی بوده است.


 


بر این اساس لازم است دستگاه های مسئول با پیگیری های لازم جلوی چنین اقدامات خلاف شئونات اسلامی را گرفته و حداقل در شب های عزای اهل بیت علیهم السلام کنترل بیشتری داشته باشند


اظهارات تكان دهنده خاتمی

آقای خاتمی!، این حرف ها را چه کسی زده است؟

 

یک منبع آگاه در گفتگو با (جوان ) از سیدمحمد خاتمی خواست که فارغ از تمامی سناریوهایی که جریان اصلاحات دنبال می کند،مواضع خود را در خصوص اصول انقلاب اسلامی،نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی را به صورت کاملا شفاف و روشن بیان کند.
وی با بیان اینکه ادعای آقای خاتمی این است که پایبند به نظام و انقلاب می باشد،گفت:آقای خاتمی بهتر است به جای شرط گذاری برای نظام و فرار به جلو صریحا مواضع خود را نسبت به برخی اظهارات که طی بهمن سال 87 تا اواخر سال 89 درگوشه کنارهای مختلف مطرح شده اعلام کند تا مشخص شود ایشان میزان دلبندی هایشان با انقلاب و نظام و نسبت ایشان با این سخنان چگونه است.
وی با بیان اینکه آقای خاتمی خود قطعا می داننداین سخنان توسط چه کسی بیان شده خواستار موضع گیری شفاف وی نسبت به این سخنان شد.
این منبع آگاه این سخنان را به این شرح اعلام کرد:
- اگر در این انتخابات احمدی نژاد سقوط کند عملاً رهبری حذف می شود . اگر به هر قیمتی و به هر شکلی اصلاحات دوباره بر حوزه سیاسی و اجرایی کشور باز گردد، دیگر رهبری اقتداری در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرایان به معنای پایان اقتدار رهبری تلقی می شود. با شکست اصولگرایان باید قدرت رهبری را مهار کرد.
- برای پیروزی در انتخابات نیاز به یک شوک اجتماعی داریم. علاوه بر آن به شوک خارجی هم نیاز داریم.
- ما به هیچ وجه نمی توانیم این انتخابات را بپذیریم ، مگر اینکه هیات تحقیق بی طرف باشد چون اگر می خواستیم بپذیریم می بایست بعد از صحبت های رهبری آنرا قبول می کردیم، حالا که این ریسک را کرده ایم و تا اینجا آمده ایم، خودکشی است اگر آن را بپذیریم و نباید بعد از اعلام شورای نگهبان نتیجه را قبول کنیم.
- باور داشته باشید که رهبری از این جمعیت ترسیده است، و همین نقطه درست جای فشار وارد کردن است.
- ما باید امشب یک بیانیه بدهیم مبنی بر این باشد که ما این نتیجه را نمی پذیریم و پیشنهاد ابطال انتخابات را مطرح کنیم. ما دیگر نمی توانیم به هیچ دلیلی مردم را در صحنه بیاوریم. چرا دیگر از مردم بخواهیم که رای دهند و باید حرفهایمان را به مردم بزنیم.
- بالاخره نظر مهندس موسوی ابطال انتخابات بود که تحقق نیافت حال بیاید و بگوید این مرحله پایان یافت. ما هم بگوییم ما که گفتیم برای گرفتن حق تان بیائید، منبعد باید حق خودتان را از نظام بگیرید.
- بروید از نظام شکایت کنید از آنها شکایت کنید و یا اطلاعات خودتان را به کمیته ... منتقل کنید.
- ما باید بگوییم خود شورای نگهبان مورد اعتماد نیست.
این منبع آگاه در خاتمه با بیان اینکه نگاهی به این اظهارات کاملا نشان دهنده عبور از نظام،انقلاب اسلامی،قانون اساسی و ارکان مختلف آن می باشد،گفت:به آقای خاتمی پیشنهاد می کنم که صراحتا بگویند آیا این مطالب را قبول دارند یا نه؟.اگر قبول دارند،پس کاملا بازگشت به نظام و حتی تعهد به ماندگاری نظام چندان برای آنان محلی از اعراب ندارد و اگر قبول ندارند،به صراحت بگویند آیا آن گوینده این مطالب می پذیرد که علیه نظام براندازی کرده و حال باید انتظار محاکمه را داشته باشد؟.
 



سؤال آیت‌الله مصباح یزدی از یامین‎پور

وحید یامین پور در وبلاگ شخصی اش از دیدار با آیت الله مصباح یزدی و انجام گفت و گو با وی مطالبی را نوشته است که بخش‌هایی از نوشته های او را در ادامه می خوانید:

*حضرت آقا چند سال پیش وقتی عطش جوان های اهل علم را دیدند بدون مقدمه فرمودند که اگر امروز علامه طباطبایی و استاد مطهری در میان شما نیستند، آقای مصباح یزدی را در یابید. اشاره ی آقا همان و ارادت ما همان.

*حدود ده سال بود که از نزدیک ندیده بودمشان. به طور آشکاری پیرتر و شکسته تر شده بودند. اما نشاط لبخند و لطافت کلام یک فیلسوف هشتاد ساله تو را زنده می کرد و به وجد می آورد. سرم را به شانه اش چسباند و در اولین کلام با لبخندی پرسید: "پس چرا برنامه تعطیل شد؟!"

*دقت و پرهیزکاری ایشان شگفت زده ام کرده بود و ترجیح دادم سکوت کنم تا از سفره تواضع و تقوای ایشان بهره ای ببرم.

*شاید اگر این عالم هشتاد ساله همچون بسیاری دیگر از حضرات، به نمازهای اول وقت و امورات مستحبی اش بیش از مسؤولیت های تاریخی اش در حمایت از ولایت اهمیت می داد، تا این اندازه مورد طعن و هتک رسانه های های فتنه گر قرار نمی گرفت. فرق است بین عبدالله ابن عمر و مالک اشتر...


پوستر/ شلاق بر تن "ایران"



جلوی ساختمان عدالت شیشه ای؛ “کاکتوس” این بار به جای پژوآخوندی سبز، پژو ۵۰۴ سفید احمدی نژاد دارد به نفع عدالت به بیشترین قیمت به فروش می رسد اما ترازوی عدالت را بعضی ها مفت خریدند. بعضی ها مفت فروختند....بعضی ها روی شان نمی شود بگویند “مصلحت آقازاده ها”، می گویند “مصلحت نظام”. اول معترض نظامی که امنیت آن، بر اساس مصلحت آقازاده ها تشخیص داده می شود، ما بسیجیان خامنه ای هستیم. ما عاشق جمهوری اسلامی ۳۰۰ هزار شهیدیم، نه عاشق چشم و ابروی آقازاده ها. پلاک خانه ما را شهرداری نمی زند. پلاک خانه ما هنوز بر گردن شهداست و هنوز بر دوش رهبر چفیه هست و هنوز جنگ، تمام نشده.....برای چند ساعت به عمار مرخصی بدهید تا دمی آشوبگران را تار و مار کند و بعد دوباره برش گردانید زندان و دوباره شلاق بزنید! نترسید؛ هر وقت هوس کردید شلاق بزنید تن ما هست! ما مثل سران فتنه نیستیم. ما حتی مثل لایه دوم فتنه گران هم نیستیم. ما را نمی خواهد هتل اوین ببرید. ما را به همان زندان اوین ببرید و شلاق بزنید. ما اینقدر معرفتش را داریم که نگذاریم چشم دشمن، به ضربات شلاق شما بر تن ما بیافتد. اگر هم افتاد، می گوییم؛ شلاق جمهوری اسلامی به تن ما خورده! تن ما شان پیدا کرده! عشق است! و اگر جنبش سبز خواست جلوی زندان اوین برای ۷۲ کشته ای که نداد، شلوغ کند، ما باز می آییم و بعد که فتنه گران را دور کردیم، شما باز ما را ببرید و شلاق بزنید!....

قطعه26

 


ادامه مطلب

موشک های شهاب_3 ایران بلای جان صهیونیست ها

به گزارش باشگاه خبرنگاران،گابی اشکنازی،رییس اسبق ستاد مشترک اسراییل در تاریخ 15 نوامبر 2009 به آیک اسکلتون، رییس هئیت اعزامی آمریکا به سرزمین های اشغالی می گوید:ما تنها 10 تا دوازده دقیقه فرصت داریم تا در برابر ضربات موشکی مهلک ایران خود را آماده کنیم.
به گزارش ویکی لیکس،این افسر ارشد صهیونیستی ادعا نمود که 300 موشک شهاب سه ایران تنها ظرف دقایقی به سرزمین های اشغالی خواهند رسید و تل آویو زمان بسیار کمی را برای دفاع دارد.
یک روزنامه نروژی با دستیابی به اطلاعات سفارت آمریکا در سرزمین های اشغالی از طریق سایت ویکی لیکس و اشاره بر ترس وافر رژیم صهیونیستی از گروه های جهادی منطقه نوشت:اشکنازی با اعلام خبر وحشت بسیار زیاد از توان نظامی حزب الله و حماس و تاکید برای ایجاد سپر دفاعی مناسب به نماینده اعزامی آمریکا گفته بود که حزب الله 40000 هزار فروند راکت در اختیار دارد و حتی مقام های آمریکایی رقم آن را 50000 هزار فروند اعلام داشته بودند.
اشکنازی همچنین اعتراف کرده بود که حماس حتی توانایی بمباران تل آویو پرجمعیت ترین شهر اسراییل(سرزمین های اشغالی) را دارد.


تحلیل شریعتمداری در "دیروز امروز فردا"

مدیر مسئول روزنامه كیهان با اشاره به ریشه 20 ساله فتنه اخیر گفت؛ هیچیك از سران فتنه در اقداماتی كه انجام داده اند از خود اختیاری نداشته اند بلكه فرمول دیكته شده مثلث آمریكا، انگلیس و اسرائیل را دنبال كرده اند.
شریعتمداری گفت؛ اقداماتی نظیر، ابراز تردید درباره امكان تقلب در انتخابات و سپس تشكیل «كمیته صیانت از آراء»، «انتخاب یك نماد رنگی»، اعلام تقلب پس از انتخابات و آشوب های خیابانی تماماً و بدون كم و كاست و حتی با تعیین ترتیب اولویت در فرمول كودتاهای رنگی از سوی مدیران بیرونی فتنه نظیر جین شارپ، جان كین، جرج سوروس، هلوی، مایكل لدین و فوكویاما، مورد تأكید قرار گرفته و مطابق اسناد موجود به سران فتنه دیكته شده است.
شریعتمداری به سفر جان كین، در پاییز 1378 یعنی بعد از شكست فتنه تیرماه 78 اشاره كرد و گفت؛ این نظریه پرداز كودتاهای مخملی از مركز مطالعات وست مینستر انگلیس بعد از ورود به ایران با گروههای مدعی اصلاحات جلسات توجیهی متعددی داشت و او دو بار دیگر نیز به ایران آمد و با عوامل فتنه به رایزنی پرداخت.
مدیر مسئول كیهان به سفر یورگن هابرماس، مشهورترین نظریه پرداز «نافرمانی مدنی» به ایران و ملاقات وی با برخی از عوامل اصلی فتنه در اردیبهشت 81 و نیز سفر ریچارد رورتی در خردادماه 83 و سفر تموتی گارتن اش، از رهبران صهیونیست سرویس اطلاعات خارجی انگلیس به ایران در سال 84 و سفرها و ملاقات های پی درپی فرستادگان این سرویس ها نظیر، كیان تاجبخش، هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو و... اشاره كرد و با توضیح درباره موضوع نشست های این فرستادگان با مدعیان اصلاحات اعلام كرد، با جرأت و براساس اسناد غیرقابل تردید می گویم كه سران فتنه ستون پنجم مثلث آمریكا، انگلیس و اسرائیل بوده اند.
خاتمی در پی عقب نشینی تاكتیكی است
شریعتمداری درباره اظهارات اخیر خاتمی گفت؛ ایشان حداقل 2 بار با جرج سوروس صهیونیست كه از مدیران كودتاهای مخملی است، ملاقات پنهان داشته است، در تمامی مراحل فتنه 88 از فرمول دیكته شده بیگانگان پیروی كرده است، بنابراین تنها راه پیش روی او محاكمه و مجازات به جرم جنایاتی است كه مرتكب شده است. وی افزود؛ عقب نشینی تاكتیكی بعد از ناكامی فتنه، یكی از دستورالعمل های ارائه شده در فرمول جین شارپ است كه امروزه خاتمی انجام این ماموریت را برعهده دارد.
شریعتمداری درباره وحدت گفت؛ اولاً؛ توده های عظیم مردم با یكدیگر در وحدت كامل هستند كه حماسه 9 دی نمونه آن است و ثانیاً؛ وحدت معیار و ملاك دارد، كسانی كه دست به جنایت و خیانت زده اند باید محاكمه و مجازات شوند و فریب خوردگان یعنی 13 میلیون رأی دهنده به موسوی كه خیلی زود متوجه فریب شده و از سران فتنه فاصله گرفتند، با سایر مردم تفاوتی ندارند و اما، برخی از عوامل دیگر فتنه كه جرایم سنگین ندارند، اگرچه می توانند توبه كنند و بازگردند، ولی باید توجه داشت كفش دزد را بعد از توبه به مسجد راه می دهند، اما پیشنمازش نمی كنند.
هیچ كس از سرلشكر بی لشكر نمی ترسد
شریعتمداری با اشاره به اینكه تاخیر محاكمه فتنه گران مربوط به مصالح نظام است، افزود: برخی رسانه های بیگانه منظور از مصلحت را ترس نظام دانسته اند در حالی كه باید گفت چه كسی از سرلشكر بی لشكر می ترسد.
وی با بیان اینكه موسوی و سایر سران فتنه در اولین سخنرانی خود در اسفند ماه 87 مدعی حفاظت از خط امام(ره) و به میدان آوردن ارزش های به زمین مانده انقلاب و اسلام بود، گفت: موسوی اهانت كنندگان به ساحت حضرت ابی عبدالله علیه السلام در روز عاشورا را مردان خداجو نامید و طرفداران وی در روز قدس به نفع اسرائیل شعار داده و به توصیه سایت وزارت خارجه اسرائیل شعار «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران» را مطرح كردند.
آشوبگران و یونیفورم نظامیان اسرائیلی
مدیر مسئول روزنامه كیهان با اشاره به اینكه دشمن حمایت مردم از نظام خود را با عنوان افراد لباس شخصی معرفی می كند، گفت؛ مگر قرار است توده های عظیم وفادار به نظام، با یونیفورم نظامی در صحنه حضور داشته باشند و خطاب به آشوبگران گفت؛ شما كه از اسرائیل دستور می گیرید، چرا یونیفورم سربازان اسرائیل را به تن ندارید!؟
وی به شرح چند سرفصل از بركات فتنه 88 اشاره كرد و از جمله گفت؛ فتنه 88 بر همگان ثابت كرد كه «خامنه ای، خمینی دیگر است».
مدیر مسئول روزنامه كیهان عنوان كرد: برخی از دشمنان ادعا می كنند كه بسیجی بی ترمز است؛ كه بنده هم با این نظر موافقم و می گویم چرب و شیرین دنیا و مال و منال كه ترمز دیگران است برای بسیجی ترمز نیست، بلكه بسیجی با فرمان رهبر می خروشد و با نظر او ترمز می كند.
وی در خاتمه تاكید كرد: فتنه 88 مرده است و سران فتنه از بین رفته و دچارمرگ مغزی شده اند، اما در عین حال باید مراقب فتنه های دیگر بود؛ هرچند با توجه به حركت مردم در 9 دی دشمن قطعا می داند كه توانایی هیچ كاری را ندارد و همانطور كه نشریه usa today در شماره دیروز خود نوشته بود، حمایت از جنبش سبز! -یعنی همان فتنه- آمریكا را در منطقه بی اعتبار كرده است


 شبکه ایران: روز پنجشنبه خبری منتشر شد که از حضور نوه امام راحل (ره) در مراسم بزرگداشت سالگرد 9 دی در مهدیه تهران خبر می‌داد.

پس از اعلام خبر حضور "سیدعلی خمینی" در مراسم گرامیداشت 9 دی که با شرکت گسترده مردم و هیات های مذهبی در مهدیه تهران برگزار شد، موجی از فشارها و اهانت‌ها علیه حجت‌الاسلام سیدعلی خمینی توسط حامیان فتنه و رسانه‌های اپوزیسیون و خارجی آغاز شد.
 
بر اساس این گزارش، سایت‌های مرتبط با جریان فتنه با انتشار اخبار بدون منبع، مدعی شدند سیدعلی خمینی روز پنجشنبه در قم بوده است.
 
نوه امام: هم 9 دی بودم، هم سالگرد 9 دی
 
با این حال، ساعاتی بعد حجت‌الاسلام سیدعلی خمینی در گفتگو با مشرق گفت: من اهل مصاحبه و تبلیغات رسانه‌ای نیستم. هم 9 دی سال گذشته در راهپیمایی حضور داشتم و هم دیروز در مراسم مهدیه شرکت کردم که البته این حضور بر اساس تشخیص و احساس وظیفه بود.
 
نوه امام راحل همچنین با اشاره به این مسئله که 9 دی یک حماسه ملی بود افزود: من کاری به خطوط و جریان‌های سیاسی ندارم و به خاطر اهل بیت(ع) و اصل ولایت فقیه که میراث امام راحل است تشخیص دادم که باید در این مراسم حضور پیدا کنم و به همین دلیل نیز شرکت کردم.
 
سید علی خمینی تاکید کرد: من به عنوان یک فرد عادی و در میان هزاران نفر از مردم در این مراسم حضور پیدا کردم و ادعاهایی که رسانه‌های بیگانه در مورد تکذیب حضور من در مراسم مطرح کرده‌اند، صحت ندارد و اینجا اعلام می‌کنم تنها مطالبی که شخصاً بیان می‌کنم معتبر است.
 
ناراحتی دفتر امام از حضور نوه امام در مراسم سالگرد 9 دی!
 
در این میان، واکنش دفتری که نام دفتر امام خمینی (ره) بر خود نهاده و سایت جماران در برابر این مصاحبه بسیار جالب و در عین حال معنادار بود.
 
دفتر امام لحظاتی پس از انتشار مصاحبه حجت‌الاسلام خمینی و تایید حضورش در مراسم پاسداشت سالگرد 9 دی، در بیانیه‌ای سخنان وی را رد کرد و به نیابت از او مدعی شد که سیدعلی خمینی اصلا در تهران نبوده و در شهر قم حضور داشته است.
 
اگرچه علت ناراحتی و واکنش سریع دفتر امام به حضور نوه امام در مراسم پاسداشت حمایه 9 دی مشخص نیست و معلوم نیست به چه علت سایت جماران و دفتر امام از این مساله عصبانی شده‌اند اما تحقیقات نشان داد که حجت‌الاسلام خمینی پنجشنبه را در قم بوده است اما نه همه آن روز؛ ایشان بعد از ظهر روز پنجشنبه حوالی ساعت 13 از قم حرکت می کند و در حدود ساعت 16 به قصد حضور در مراسم مهدیه به سمت میدان رازی می رود. به دلیل حضور گسترده مردم و هیات های عزاداری در حوالی خیابان های منتهی به مهدیه، ایشان به همراه راننده خود از ماشین پیاده شده و همراه با مردم ولایت مدار به سمت مهدیه حرکت می کند. در طول مسیر برخی شرکت کنندگان که ایشان را می شناسند با ابراز احساسات از حضور وی تقدیر کرده و جهت سلامتی جناب حجت الاسلام سید علی خمینی صلوات هایی را می فرستند.
 
با رسیدن به نزدیکی مهدیه و بیشتر شدن تراکم جمعیت دیگر امکان ادامه مسیر برای ایشان میسر نمی‌شود و به ناچار در میان حلقه جمعیت حاضر از جمله تنی چند از طلاب و روحانیون در مراسم شرکت می‌کند.
 
درخواست آیت‌الله سیستانی از حجت‌الاسلام سیدعلی خمینی
 
در همین راستا، یک منبع آگاه در گفت‌وگو با شبکه ایران اعلام کرد که وی داماد آیت‌الله سیستانی است و در سفری که اخیرا به عراق داشته، ضمن دیدار با ایشان، آیت‌الله سیستانی از وی می‌خواهد که حمایت خود از رهبر معظم انقلاب را به طور شفاف و صریح اعلام کند.
 
گفته می‌شود حضور حجت‌الاسلام خمینی در مراسم سالگرد 9 دی نیز در همین راستا صورت گرفته است


سید حسن نصرالله در مورد فتنه 88 چه گفت؟

به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام رحیمیان نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران عصر پنجشنبه در پنجمین نشست ماهیانه سازمان بسیج جامعه پزشکی که در تالار ابن سینا دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی برگزار شد به حوادث انتخابات سال گذشته اشاره کرد و گفت: عموم کسانی که برای فتنه و آشوب به خیابان ها آمدند به هیچ کس رای نداده بودند. تعداد زیادی از دستگیر شدگان اعتراف کردند و مشخص شد که اهل رای دادن نیستند.

وی با بیان اینکه وجه دیگر فتنه ها «خیر» است گفت: مجاهد بزرگ سید حسن نصرالله برای ما تعریف کرد که در آن شب ها با توجه به اینکه عمده رسانه های دنیا از سوی صهیونیست ها اداره می شود نگران بودند. چشم میلیون ها و بلکه ده ها میلیون مسلمان و حتی غیر مسلمان آزاده آن شب ها تا صبح خواب نرفت؛ عده زیادی از مومنین تا صبح اشک ریختند و برای نظام دعا کردند.

نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید که در جمع پزشکان بسیجی سخن می گفت افزود: ولی جمهوری اسلامی ایران نه تنها محکم و استوار و مقتدر جای خود ایستاد بلکه نقش بی بدیل ولی فقیه را همگان بیش از پیش درک کردند و حتی دوستان ما در سطح دنیا اطمینان خاطرشان به جمهوری اسلامی ایران بیشتر شد.

وی با اشاره به جمله ای از امام(ره) مبنی بر همیشگی بودن جنگ بین حق و باطل تا زمان ظهور امام زمان(عج) گفت: تا ما در برابر یهود و نصاری تسلیم نشویم آن ها راضی نخواهند شد و دست از دشمنی با ما بر نخواهند داشت.

وی با اشاره به سقوط، ‌انحطاط و انحراف برخی در حوادث بعد انتخابات گفت: با تحلیل های قرآنی بهتر می توان علت این سقوط و انحطاط را درک کرد و فهماند. در روایات بسیاری داریم که حب دنیا بزرگترین خطر برای یک مومن است و این مسئله یکی از دلایل انحراف برخی ها بعد از انتخابات شد.

رحیمیان تصریح کرد: هنگامی که امام به قائم مقام رهبری نامه ای می نویسد جمعی از بزرگان امروز و آن روز خدمت امام می روند و گریه می کنند و می خواهند که امام نامه دیگری بنویسد؛ امام با اصرار این ها می پذیرد و نامه دیگری می نویسد ولی خطاب به آنان می گوید اما پشیمان خواهید شد. ده سال بعد معنی این جمله امام کاملا مشخص شد.

وی با بیان اینکه امام در مصرف بیت المال بسیار دقت داشت به خاطره ای از امام اشاره کرد و گفت: در آن زمان بنده، آقای محلاتی و شیخ صانعی به امور دفتری امام مشغول بودیم. به علت خرید خانه ای 320 هزار تومان بدهکار بودم، هرگز از بدهی ام نزد امام سخنی نیاورده بودم ولی روزی شاهد این بودم که امام به کسی از نزدیکانش گفت بدهی این آقا را پرداخت کنید. نزد امام رفتم و گفتم من عزم کردم در زندگی ام از وجوهات استفاده نکنم اگر اجازه بدهید همین روال را ادامه دهم. روزی که تنها به خدمت امام رسیدم به من گفت این پاکت از آن شماست. من پاکت را برداشتم و دیدم حاوی 200 هزار تومان است. اما چون از وجوهات و هدایای امام باخبر بودم دانستم که این مقدار از طریق هدایایی که برای امام آمده به من داده است. چند روز بعد صد و بیست هزار تومان دیگر به من داد تا بدهی خود را پرداخت کنم. در حالی که اصلا نسبت به میزان بدهی ام سخنی به میان نیاورده بودم.

وی گفت: چرا باید این فرد که ادعای خط امامی دارد برای سروشی که ولایت فقیه،‌ خط امام، ‌امام زمان، ‌زیارت جامعه، ‌اصل وحدانیت قرآن را انکار می کند به مناسبت سالروز تولدش پیام دهد و او را به ملاصدرا تشبیه کند؟! انسان چرا این گونه می شود که همه چیز را فراموش می کند؟! شما که هنوز مدعی خط امام هستی؟! خط امام کجا و انکار ولایت فقیه کجا؟! خط امام کجا و مورد تشویق دشمنان قرار گرفتن کجا؟!

رحیمیان در پایان به ویژگی های خواص اشاره کرد و گفت: خواص کسی است که خود بفهمد و بصیرت داشته باشد. گاهی اوقات یک پیرزن بی سواد نیز خواص می شود


حرفهای منصور ارضی درباره خاتمی و مشایی

گزارش مشرق به نقل از خبرآنلاین، حاج منصور اراضی در مراسم سالگرد 9 دی که بعداز ظهر پنجشنبه در مهدیه تهران با بیان اینکه نباید برگزاری سالگرد 9 دی تصنعی شود، اظهار داشت: پریشب این اقلیت مجلس با سران فتنه در جماران جلسه گذاشتند و گفتند شرط ما برای حضور این است که شروطی که فلانی در نماز جمعه مطرح کرده است، عملی شود ما آن را قبول داریم.

وی ادامه داد: در این شرایط قوه قضائیه چه می خواهد بکند؟ اگر واقعا کار اینها (سران فتنه) تمام است آنها را به ما بدهید، ما اعدام کنیم؛ چرا دست روی دست گذاشتید؟ مدرک می خواهید؟ این جلسات اینها با سفیر انگلیس مدرک نیست؟

وی در ادامه به برخی اظهارات رئیس دفتر رئیس جمهور هم اشاره کرد و اظهار داشت: این آقایی که در دفتر رئیس جمهور است گفته است حضرت نوح مدیریت نکرده، حضرت عیسی فراری بوده اما کسی چیزی نگفت و گفتند انشاء الله گربه است!

این مرثیه خوان و مداح اهل بیت(ع) با بیان اینکه سال 88 شروع فتنه است خطاب به حاضران در مراسم گفت: به شما هیاتی ها می گویم این شروع فتنه است و یک فتنه جدید تر شروع شده و امسال شروع کردند که به هیاتی ها ضربه بزنند و در مرکز امور مساجد هم یک حرفی زدند و خواستند به ابی عبدالله ضربه بزنند چون اینجاها است که حزب الهی ساز است.

منصور ارضی افزود: پشت این جریان، در دستگاه های دولتی کار می کنند. اخیرا هم یکی گفته است کسانی که موسیقی را حرام می داند، موسیقی را نمی فهمد؛ یعنی مرجع تقلید نمی فهمد بعد هم راحت در دفتر رئیس جمهور فعالیت می کند.

منصور ارضی در ادامه خطاب به سران قوا، گفت: حرف ما با سران قوا است، شما بیدار شوید! دارند حزب الهی ها را از سازمانها دفع می کنند. شما سعی کنید گرفتار شیطان نشوید. ما امروز خواهش می کنیم اما بعدا جور دیگری خواهیم گفت. آقا می گوید و آنها طفره می روند و آن را وتو می کنند.

وی با اشاره به دستور یزید برای عزاداری امام حسین(ع) بعد از حادثه عاشورا، تصریح کرد: جوانها! گول نخورید، هر کس امام زمان(عج) را به شما معرفی کرد به ریشه اش نگاه کنید که به رهبری می رسد یا نه؟


کروبی محتکر می شود

صراط - مهدی كروبی ادعا كرد وسایل دفتر پلمب شده وی در هفته پیش به سرقت رفته است!

سحام نیوز سایت وابسته به كروبی با ادعای این مطلب تصریح كرده، 6 تن برنج و روغن وی را از دفتر وی سرقت كرده اند! بنا به ادعای سحام نیوز این 6 هزار كیلو اقلام خوراكی برای نذری ماه رمضان بوده است.

به گزارش صراط ، سایت مذكور توضیح نداده كه چرا پس از دو هفته چنین ادعایی را مطرح می كند ضمن اینكه 6 تن برنج و روغن بیشتر تداعی احتكار در یك انبار بزرگ را می كند تا تدارك برای نذری!

گفتنی است اسپانسر مالی این گلوله نمک جنبش سبز، میلیاردرهای کارگزاران و خصوصا غلامحسین کرباسچی بوده اند. ضمنا کروب مدعی است 300 میلیون تومانی که از شهرام خان شیتیل گرفته بوده را نیز صرف کارهایی مثل نذری ماه رمضان کرده است!


به‌دنبال ناكامی جریان فتنه از ایجاد تنش و نارضایتی در جامعه به‌ویژه در مقطع شروع اجرای طرح هدفمند كردن یارانه‌ها، اتاق فكر این جریان متشكل از چند تن از اعضای ارشد احزاب منحله مشاركت و سازمان مجاهدین و دو تن از نمایندگان كاندیداهای شكست‌خورده انتخابات 88، در جلسه‌ای اضطراری علت این ناكامی و آرامش موجود در جامعه و مردم را مورد بحث و بررسی قرار دادند.

به گزارش رجانیوز، در این جلسه بر ضرورت استفاده از عنصر محوری و عملیاتی كه با امكانات مالی فراوان بتواند در روند اجرای طرح ملی هدفمند كردن یارانه‌ها تأثیر منفی بگذارد، تأكید و كاندیداهای مختلفی در این زمینه مطرح شدند.
 
اصلی‌ترین كاندیدای مورد نظر این اتاق فكر، مهدی هاشمی رفسنجانی بود كه به‌دلیل تخلفات متعدد قبل و بعد از انتخابات و اعترافات برخی نزدیكان و شركای مجرم خود ترجیح داد از حدود یك سال و نیم قبل به خارج از كشور فرار كند و تا زمان مساعد شدن فضای بازگشت و فروكش كردن و فراموش شدن موج اعترافات تكان‌دهنده علیه او در افكار عمومی، لندن نشین شود.
 
در این جلسه همچنین پیشنهادهای مختلفی در مورد نحوه بازگرداندن مهدی هاشمی به كشور مطرح شد و حاضران، بهترین مقطع زمانی را برای بازگشت، شرایط فعلی تشخیص دادند، با این حال، دو ملاحظه جدی نیز در این زمینه مطرح شد.
 
بر اساس ملاحظه اول كه تقویت كننده سناریوی بازگشت مهدی هاشمی است، فضای كنونی بیش از هر زمان دیگری به ثبات و آرامش نیاز دارد و مسئولین برای ایجاد بستر مناسب به‌منظور اجرای هدفمند كردن یارانه‌ها، تمایلی به پیگیری پرونده مهدی هاشمی ندارند و او نیز می‌تواند در كنار استفاده از نفوذ خانوادگی خود به سادگی از چنگ عدالت بگریزد.
 
اما ملاحظه دیگر به‌نوعی در مقابل سناریوی بازگشت مهدی هاشمی است. بر این مبنا، با توجه به مصاحبه‌های اخیر و اظهارنظرهای مسئولین قضایی كه در آن‌ها تأكید شده بود پرونده مهدی هاشمی، بدون هیچ تفاوتی با سایر متهمان، با حساسیت و دقت مورد پیگیری قرار خواهد گرفت، ممكن است رسیدگی به این پرونده و حجم شكایات و پرونده‌های متعدد مربوط به او در زمینه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی، بر خلاف پیش‌بینی‌ها فضایی را به‌وجود آورد كه در اثر آن، اجلاسیه آتی مجلس خبرگان تحت تأثیر قرار گرفته و نتیجه اجلاس خارج از انتظار باشد.
 
در پایان این جلسه، مقرر شد كه پس از جمع‌آوری نظر افراد دیگر، در جلسه دیگری در مورد انتخاب مسیر درست برای بازگشت مهدی هاشمی به كشور تصمیم‌گیری شود.


خاتمی به جای شرط‌گذاری آماده محاكمه باشد

حبیب تركاشوند | در آستانه خروش مقدس مردم ایران در 9 دی و زنده شدن حوادث دلخراش عاشورای سال گذشته كه عده‌ای با نام جنبش سبز بدترین اهانت‌ها را به مقدس‌ترین باورهای دینی تشیع یعنی قیام اباعبدالله الحسین(ع) و دسته‌های عزاداری سالار شهیدان روا داشتند و در حالی كه همه جا صحبت بر سر لزوم محاكمه سران فتنه در هر رنگ و لباسی است، برخی نمایندگان اقلیت مجلس یك‌شنبه شب به دیدار سیدمحمد خاتمی از اضلاع اصلی ‌ «فتنه عمیق» رفته تا ضمن ارائه گزارش عملكرد خود در مجلس پای سخنرانی وی بنشینند‌.

اگر از این ارائه گزارش بگذریم مواضع خاتمی در این جلسه است كه خود و جناح اصلاحات را در جایگاه مطالبه‌گر قرار داده و برای حضور این جناح در انتخابات آتی شرط قرار داده است.

مشخصات مجلس برآمده از اراده مردم از دید خاتمی

رئیس دولت اصلاحات در این دیدار با بیان اینكه مجلس برآمده از اراده آزاد و تصمیم واقعی مردم می‌تواند جلوی دیكتاتوری‌ها و انحرافات و بسیاری از مشكلات و كجروی‌ها را بگیرد، به خاطره‌ای از مجلس ششم اشاره كرد كه نمایندگان خواستار نظارت بر زیرمجموعه‌های رهبری بودند كه با موافقت رهبری نظام مواجه شد و نتیجه‌گیری كرده ‌ كه حوزه تحقیق و تفحص مجلس بر همه اركان است. اما وی ظاهراً فراموش كرده است كه مجلس ششم مورد ادعای خاتمی، حتی یك مورد تحقیق و تفحص از دولت همفكر خود را به سرانجام نرساند و تنها دغدغه آنان حمله به نهادهای انقلابی و بقیه دستگاه‌ها عملاً به فراموشی سپرده شده بودند.

خاتمی در ادامه می‌افزاید:«اگر ما بر برگزاری انتخابات سالم و آزاد تأكید می‌كنیم، در درجه اول برای این است كه مجلسی نیرومند و برآمده از تمامی سلایق و تفكرات همه مردم ایجاد شود و از سوی دیگر مجلسی نیرومند تشكیل شود كه در راس امور بوده و بر تمامی دستگاه‌ها و اركان نظارت داشته باشد.» احتمالاً شاهد مثال خاتمی از مجلس نیرومند، مجلس اصلاحات است كه دغدغه اصلی‌اش كنوانسیون زنان، لابی با دشمنان نظام و انقلاب و دیدارهای مخفیانه با آنان برای ایجاد رابطه و تعریف جرم سیاسی بود و تنها موردی كه در دغدغه‌های آنان یافت نشد معیشت موكلانشان بود.

رتبه 63 بالاترین رتبه حامیان خاتمی در مجلس هشتم

خاتمی در ادامه مدعی می‌شود كه جریان اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم از داشتن كاندیدا در بسیاری حوزه‌های انتخاباتی محروم شده و تنها توانست به جز تهران 104 كاندیدای خود را در معرض رأی و اراده مردم قرار دهد و با آنكه بسیاری از چهره‌های اصلاح‌طلبان حذف شدند، بیش از نیمی از كاندیداهای ‌تأیید شده اصلاح‌طلبان به مجلس راه یافتند. » این ادعای خاتمی در حالی است كه در قریب به اتفاق حوزه‌های رای‌گیری كاندیداهای اصلاح‌طلب حضور داشتند و در تهران نیز كه آقای خاتمی آن را فاكتور می‌گیرد با آنكه سیاسی‌ترین آرای مجلس را همیشه در تهران شاهدیم، به‌رغم تبلیغات میلیاردی اصلاح‌طلبان و حضور با تابلوی خاتمی، بالاترین گزینه آنان یعنی مجید انصاری تنها توانست رأی 63 را كسب كند و از رفتن به مجلس باز بماند. این در حالی است كه اكثریت لیست پیشنهادی، سوابق وزارتی در كارنامه خود داشتند.

آقای خاتمی! شورای شهر دوم نیز نظارت داشت؟

خاتمی در ادامه می‌آورد كه به‌رغم محدودیت‌های بسیار گفتند كه اصلاح‌طلبان جایگاهی در میان مردم ندارند و ما می‌گوییم اگر 290 كاندیدای ما در حوزه‌های انتخابیه را تأیید صلاحیت می‌كردید، امروز جریان اصلاحات جریان غالب مجلس هشتم نبود؟ این ادعا در صورتی است كه در شورای دوم شهر با آنكه عملا نظارت را كنار گذاشتند و حتی امثال نهضت آزادی‌ها نیز رسما در معرض انتخاب مردم تهران قرار گرفتند نورچشمی‌های خاتمی همانند تاج زاده نیز نتوانستند حتی یك كرسی شورا را كسب كنند. رئیس دولت اصلاحات در ادامه تأكید می‌كند منظور از انتخابات ناسالم فقط امکان وقوع تقلب در رای‌گیری نیست، بلكه تأكید ما بر انتخابات سالم، حفظ سلامت در تمامی مراحل انتخابات از مقدمات تا نحوه تشخیص صلاحیت‌ها، حقوق كاندیداها در نظارت بر صندوق‌ها و روند رای‌گیری و شمارش آرا است.

چه كسی انتخابات سالم را بر نمی‌تابد؟

در پاسخ وی باید از او پرسید كه چه كسی انتخابات سالم را بر نمی‌تابد؟ آیا زمان تبلیغات رسمی را رعایت كردید؟ آیا شما، موسوی و كروبی حدود 4 ماه تمام بدترین تهمت‌های ممكن را به دولت مستقر وارد نكردید؟ آیا موسوی مورد حمایت شما بر سر صندوق‌ها ناظر نداشت؟ آیا ناظرانش بر روند شمارش آرا نظارت نداشتند؟ در انتخابات سال 84 آیا تمامی امكانات برای جلوگیری از رأی اصولگرایان به میدان نیامد؟ آیا شخص خاتمی از خطر فاشیسم برای مردم نگفت كه شاید مردم بترسند و به كاندیدای مورد حمایت خاتمی رأی دهند ؟ آیا باز می‌گویید مردم با شما هستند؟

برای حضور در انتخابات شرط داریم!

خاتمی در ادامه سخنانش برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس سه شرط می‌گذارد و آن را كف خواست اصلاح‌طلبان می‌شمرد. اولین شرط وی آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروه‌ها است. معلوم نیست آقای خاتمی كه تكیه‌كلامش قانونگرایی و اجرای قانون است چگونه انتظار دارد متهمان اصلی اغتشاشات و رابطان دشمنان انقلاب در حوادث گذشته بدون محاكمه آزاد شوند؟ و احزاب ساختارشكن كه دغدغه اصلی‌شان براندازی نظام است و تمام فعالیت خود را روی این محور متمركز كرده‌اند باید اجازه فعالیت داشته باشند؟

دومین شرط خاتمی پایبندی همگان بخصوص مسئولان به قانون اساسی و اجرای همه‌جانبه آن است. معلوم نیست منظور این افراد از قانون اساسی چیست ؟ آیا غیر ازاین است كه روح قانون اساسی جمهوریت و اسلامیت نظام است كه ولایت فقیه شاخصه اصلی اسلامیت آن شناخته می‌شود؟ حامیان موسوی و خاتمی برچهره جمهوریت نظام با اردوكشی خیابانی چنگ زدند و در روز عاشورای سال گذشته بر اسلامیت آن.

انتخاباتی آزاد است كه اصلاح‌طلبان برنده آن باشند!

سومین شرط خاتمی فراهم آوردن سازوكاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد است. احتمالاً منظور آقای خاتمی از این ساز و كار این است كه بایستی خروجی صندوق‌های رأی اصلاح‌طلبان باشند و در غیر این صورت انتخابات ناسالم و غیر رقابتی است.

با اینكه این نظام است كه بایستی برای اصل بازگشت این افراد به دامن نظام تصمیم بگیرد و حداقل زمینه این بازگشت عذرخواهی آنان از مردم و نظام، به‌دلیل اتهام بزرگی است كه به نظام وارد ساختند و فتنه عمیق را پایه‌گذاری كردند اما نكته طنز اینجاست كه وی برای حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات شرط می‌گذارد كه باید آن را «دنیای وارونه» نامید. خاتمی در ادامه سینه برای مراجع چاك زده و از اهانت به آنان اظهار نگرانی كرده است اما ظاهرا فراموش شده كه روزنامه‌های دولت اصلاحات هرروز ده‌ها اهانت به مراجع معظم وارد می‌كردند ودولت نیز به بهانه آزادی بیان به راحتی از كنار آن می‌گذشت. در نهایت نیز از این نشریات حمایت دوچندان صورت می‌گرفت.

خاتمی تقصیر را به گردن مجلس هفتم انداخت
خاتمی در ادامه سخنان خود به طرح هدفمندی یارانه‌ها اشاره كرده و با حمایت از اصل این طرح، عدم اجرای آن را در دولت خود به گردن مجلس هفتم انداخته است و گفته كه «مجلس ششم در قالب برنامه چهارم این موضوع را تصویب كرد اما مجلس هفتم با اجرای آن مخالفت كرد‌.» اما اعتراف نمی‌كند كه دولت و مجلس اصلاحات اولویت اول خود را توسعه سیاسی عنوان كرده بودند و مسائلی چون معیشت مردم در ردیف آخر اولویت‌های آنان بود.


... خامنه ای به کسی باج نمی دهد

برای نخستین بار ناگفته هایی از دیدار نمایندگان ستادهای نامزدهای انتخابات دهم با رهبر معظم انقلاب
«چند روز پس از اعلام نتایج انتخابات و آغاز درگیری های خیابانی توسط جریان کودتا، دفتر رهبر معظم انقلاب با دعوت نمایندگان هر یک از ستادهای انتخاباتی کاندیداها دیداری را با رهبر معظم انقلاب ترتیب دادند. آنچه در دیدار مقام معظم رهبری با اعضای ستادها در یکی از حساسترین لحظات تاریخ این ملت گذشت، بی تردید رمز عبور این ملت از گردنه های خطیر در این بیست سال زعامت مقام معظم رهبری بوده است. بخشهایی از این جلسه را در ویژه نامه رمز عبور روزنامه ایران نوشته بودم و اکنون گزارش قسمت دوم این جلسه را که سراسر حماسه و نمایانگر شجاعت بی نظیر و عدالت بی همتای رهبری عزیز است و از چشمان همگان پوشیده مانده در اختیار هفته نامه 9 دی قرار می دهم.
در این مدت عزیزان زیادی خواستار بیان بخشهای دیگری از این دیدار برای مردم بودند که با گذر از حساسیت های آن زمان و در آستانه یوم الله 9 دی به نظر می رسد که برخی از آنها را می توان گفت.

این جلسه با دعوت رهبری و چند روز بعد از راهپیمایی بزرگ اعتراضی میدان آزادی جریان سبز برگزار شد. برخی با این نگاه آمده بودند که امتیازی نصیبشان خواهد شد...»
آقای الویری بی تابی می کردند و به آقا می گفتند که: آقا 30 ثانیه وقت بدهید. بنده طرح دارم برای حل مسئله. آقا فرمودند که دوربین ها را بیرون ببرید. وقتی دوربین ها کامل خارج شد، آقا فرمودند که: آقای الویری شما 30 ثانیه وقت خواستید، ما کریم هستیم به شما یک دقیقه وقت می دهیم. خنده بر لبان همه نشست ...
آقای الویری شروع کردند و گفتند که از دید ما این انتخابات بایستی ابطال شود . هر گونه تصمیم دیگری به غیر از ابطال، مورد پذیرش مردم قرار نخواهد گرفت . بعد از ابطال انتخابات که کمترین خواسته مردم است ، برای حل مسائل و قضاوت در مورد ادعاهای طرفین، حضرتعالی شورای حکمیتی شکل دهید تا میان طرفین قضاوت کند، آن وقت هر آنچه آن شورا حکمیت نمود ما هم می پذیریم.
این کار در زمان امام هم سابقه داشته است . مثلاً در ماجرای 14 اسفند در زد و خورد مابین طرفداران بنی صدر و شهید بهشتی، چون یک طرف دعوا شهید بهشتی رئیس دستگاه قضا بودند، امام برای حل مساله شورایی 3 نفره را شکل دادند (نقل این جملات از طرف آقای الویری حدود پنج دقیقه طول کشید) آقای الویری ادامه دادند که با تشکیل این تیم سه نفره مشکل حل شد.
حضرت آقا اجازه داده بود تا آقای الویری پنج دقیقه وقت مقررشان را صحبت کنند، بلافاصله بعد از این جمله آقای الویری که مشکل حل شد فرمودند: و مشکل حل نشد ....
آقای الویری که گویی تمام صحبت های خود را برباد رفته می دید و همچنین تمام وقت خود را، با حالت خاصی با تردید گفت : آقا حل شد .... و حضرت آقا فرمودند: نخیر مشکلی حل نشد و پس از تحقیقات فراوان نتایج مورد پذیرش طرف مقابل قرار نگرفت و آن پرونده حجیمی که آقای اردبیلی با خود به این طرف و آنطرف می برد هیچ گاه به نتیجه خاصی منتج نشد.
آقا فرمودند یک مطلبی را اینجا جا دارد بیان کنم:
برخی از دوستانی که در این جلسه حضور دارند هر گاه به انتخاباتها نزدیک می شویم ، مدام با یک ژست خاصی در شعارهایشان تبلیغ می کنند که اختیارات رهبری در چهارچوب قانون اساسی است و رهبری در چهارچوب قانون اساسی بایست عمل کند و اختیارات فراقانونی و یا حکم حکومتی نداریم.
جناب آقای خاتمی نیز وقتی سال 76 می خواستند کاندیدای ریاست جمهوری شوند، آمدند پیش بنده و گفتند که بنده عقیده ام این است که رهبری بایست در چهارچوب قانون اساسی عمل کند. بنده به ایشان گفتم بسیار مطلب خوبی است ولی شما جناب آقای خاتمی کسی خواهی بود که در آینده بیشترین تقاضاها را برای استفاده از اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری جهت حل مشکلات کشور خواهید داشت. در طول سالهای ریاست جمهوری، ایشان بارها نامه می زدند که فلان مطلب را تنها شما می توانید حل نمایید و بنده می نوشتم که با توجه به اینکه درخواست شما در چهارچوب قانون اساسی نیست مکتوب بنویسید که موضوع از طریق اختیارات فراتر از قانون اساسی رهبری حل شود و ایشان بارها و بارها چنین مطلبی را مکتوب نمودند.
شما ببینید این اختیارات رهبری در انتخاباتهای مختلف مثل تایید انتخابات مجلس تهران و یا تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری و... تاکنون به نفع چه جریانی بیشتر بکار گرفته شده است. در همین جمع اکثر دوستان در زمان تصدی خود بر پست های مختلف در مواقع بحرانی کشور، همین درخواستها را بصورت مکتوب برای استفاده از اختیارات رهبری داشته اند ولی چرا هر وقت انتخاباتی می شود، مدام تکرار می کنید که حکم حکومتی نداریم و ...
الان هم شما از بنده می خواهید بدون در نظر گرفتن شورای نگهبان و چهارچوب های قانونی، شورایی را فراتر از آنچه در قانون اساسی آمده، جهت حکمیت شکل دهم. نخیر بنده نظرم این است که بر اساس همان چیزی که خودتان مدام در ایام انتخاباتهای مختلف تبلیغ می کنید عمل شود و بایست همه گروهها در چهارچوب قانون عمل نمایند. راه حل مساله رجوع معترضین به شورای نگهبان است و بنده حرکت در چهارچوب قانون را راه حل نهایی می دانم.
کار تمام شده بود. آنچنان قاطعانه درخواست ها و تلاش های آقایان الویری، بهشتی، دانش جعفری مبنی بر ابطال انتخابات و از کار انداختن وجاهت داوری شورای نگهبان در فراز اول سخنان رهبری ( در قسمت غیررسمی) بصورت شفاف و صریح پاسخ داده شده بود که هرگونه فکری مبنی بر فلسفه شکل گیری جلسه بر پایه امتیاز دهی را از بین می برد.
آقای زنگنه دست خود را بالا بردند و اجازه گرفتند که صحبت کنند. آقای زنگنه مطالبی پیرامون عدم بیطرفی شورای نگهبان گفتند و سپس موضوع را به سمت آقای احمدی نژاد کشاندند که ایشان در سخنرانیشان در میدان ولیعصر به ما گفته اند همجنس باز و لیبرال.
حضرت آقا فرمودند: آقای زنگنه حالا چرا شما به خودتان گرفته اید؟ آقای زنگنه اصرار می کردند که احمدی نژاد گفته طرفداران موسوی فلان و فلان هستند. صحبت های زنگنه معطوف به آن قسمت از صحبت های دکتر در رابطه با آمریکا و حکومت های لیبرالی بود که روسای جمهور این کشورهای لیبرالی، از هر طریقی ولو شعارها و امتیازهایی برای همجنس بازان، به دنبال رای آوری هستند. واقعاً من هم تعجب کردم که چرا ایشان به خودشان گرفته اند. اصل صحبت آقای زنگنه این بود که تقلب شده و بایست انتخابات ابطال شود.
حضرت آقا صحبت های جناب زنگنه را تمام کردند و فرمودند: آقای زنگنه شما نوعاً آدم احساساتی هستید و همواره در موضع گیری ها و بیان مطالبتان، احساستان بر منطق و عقل می چربد، این خوب نیست. الان هم من این صحبت های شما را می گذارم روی احساسی بودنتان.
فضا خیلی سنگین شده بود و آقای زنگنه را نگاه کردم آن حالت سفت و محکم اولیه نشستن خود را از دست داده بود و روی صندلی دراز کشیده بود گویی بدنش توان نشستن نداشت. آقا فرمودند: بارها شده که شما مطلبی را با حرارت گفته اید و سپس با اشک نزد بنده آن مطلب را پس گرفته اید.
آقا فرمودند: یک مطلبی هم راجع به ابطال انتخابات بگویم که دیگر هیچ وقت چنین مطلبی را تکرار نکنید. اگر امروز تمام دنیا نیز روبرویم جمع شوند و بایستند و بگویند انتخابات باید ابطال شود، بنده هرگز زیر بار نخواهم رفت. ابطال انتخابات تودهنی به مردم است و بنده به هیچ عنوان از حقوق مردم کوتاه نخواهم آمد. در همین انتخابات سال 76 وقتی جناب آقای خاتمی رای آوردند خیلی ها اعتراض داشتند و به دنبال ابطال انتخابات بودند. گروهی از بزرگانی که شما هم می شناسید پیش بنده آمدند و تقاضای ابطال انتخابات را کردند و مدام هم اصرار می کردند. بنده آن زمان آن چنان تشری به این ها زدم که دیگر از آن زمان تاکنون دلشان با بنده صاف نشده، (بعد با شوخی و تبسمی آرام فرمودند) البته امیدوارم این جلسه باعث نشود که شما هم مثل آن عزیزان شوید. اگر هم اعتراضی راجع به انتخابات دارید بروید در مجاری قانونی درنظرگرفته شده در قانون اساسی پیگیری نمایید. ایشان ادامه دادند: البته یک چیزی را هم بگویم که شما که کار اجرایی انتخابات انجام داده اید، می دانید که احتمال تقلب در انتخابات نیم درصد هم نیست. حالا یک زمانی صحبت بر سر 100 هزار رای بود احتمال می دادیم. اگر 200 هزار رأی بود، 300 هزار رأی بود می پذیرفتیم. الان صحبت نه بر سر یک میلیون یا دو میلیون رأی که اختلاف 11 میلیون رأی است. مگر می شود پذیرفت. البته اشکال ندارد شورای نگهبان ترتیبی اتخاذ نماید تا با حضور نمایندگان کاندیداها آن صندوق هایی که اعتراض دارند بازشماری شود. هر چند که بنده مطمئن هستم تغییری در آراء بوجود نخواهد آمد.
آقای آخوندی که باجناق آقای ناطق نوری و نماینده ستاد موسوی در هیآت نظارت شورای نگهبان بودند، دست خود را بالا بردند. داشتند شروع به صحبت می کردند که آقا فرمودند: خودتان را معرفی کنید؟ با تعجب گفتند که آخوندی هستم، عضو ستاد موسوی. آقا فرمودند: «بله مواضعتان را اخیراً در روزنامه ها دیده ام.» اهل دلی می گفت که حکمت این برخورد آقا شاید این بوده که ایشان جناب آقای آخوندی جدید را با مواضع جدیدش نمی شناختند و احتیاج داشتند ایشان خودشان را درست با همین عنوان جدید معرفی کنند.
آقای آخوندی گفتند که آقا بنده در انتخابات سال 76 وقتی آمار آراء تا حدودی مشخص شد نشستم و بیانیه ای را آماده نمودم و به آقای ناطق گفتم انتخابات را به آقای خاتمی تبریک بگوییم. آقا این را می دانیم که در یک جامعه مترقی بایست کسی که شکست می خورد شکست را بپذیرد و همچنین می دانیم که هر چقدر آراء این انتخابات که در داخل صندوق ها ریخته شده و بازشماری شود باز هم تغییری بوجود نمی آید و قبول داریم که مردم این آراء را در صندوق ها ریخته اند (تا بدینجا آقای آخوندی دو اعتراف بزرگ را انجام داده بود) اما اعتراض ما به این است که با بداخلاقی کاری کرده اند که مردم به اشتباه افتادند. کلیت بحث این بود که چرا احمدی نژاد طوری عرصه را طراحی نمود که رای به موسوی معادل رای به هاشمی شد و افکار عمومی را احمدی نژاد طوری هدایت کرد که گویی هر کس به موسوی رأی بدهد، انگار به هاشمی رای داده است و ... این یعنی تقلب در انتخابات.
آقای دکتر زارعی که با آقای آخوندی در شورای نگهبان به عنوان نمایندگان کاندیداها حضور داشت، با عصبانیت زیر لب می گفت پس چه کسی بود که دائم بدون اینکه نتیجه ای معلوم شده باشد از همان لحظات اولیه آغاز انتخابات با بیرون تماس می گرفت و دائم آمارهای دروغ به بیرون می داد که تعداد آراء فلان مقدار شده است. آقای زارعی که حسابی از دست آخوندی شاکی بود، دستشان را مدام بالا می بردند. آقا نگاهی به آقای زارعی کردند و فرمودند که دیگر خسته شده اند. تا چنین گفتند آقای زارعی دستشان را پایین آوردند و آقا والسلامی گفتند و جلسه چند ساعته به پایان رسید.
به غیر از چند نفر که بدون خداحافظی رفتند، همه به گرد رهبری حلقه زدند. خانم کروبی جلو آمدند و با آقا احوالپرسی کردند و گفتند: آقا نمی شود این هایی که دستگیر شده اند را آزاد نمایید؟ آقا فرمودند: خانم کروبی بنده در این فیلم های تبلیغاتی آقای کروبی می دیدم که ایشان مدام افتخار می کنند به اینکه مجرمین را از زندان آزاد کرده اند. (اشاره به ژست تبلیغاتی کروبی مبنی بر توانمندیش در نظام مبنی بر رایزنی و چانه زنی برای آزاد نمودن زندانیان به تعبیر خودش سیاسی) به ایشان بگویید که این افتخار نیست که کسی مجرمی را آزاد نماید. خانم کروبی گفتند آخر در بین این ها خانواده شهید هست. در حالی که همه به دقت به صحبت های آقا گوش می دادند، آقا فرمودند : خانم کروبی شما که بهتر می دانید خانواده شهید بودن، آخوند بودن، آخوندزاده بودن که مصونیت نمی آورد. حرف من این است که نباید مجرمی را بدون دلیل آزاد نمود و نه باید کسی را بدون جرم زندان نمود. هر دو کار غلط است.
گویا آقای منتجب نیا بودند که در آن فضا خواستند مطلب دستگیری ابطحی را طرح کنند. ایشان گفتند که آیا شما در جریان هستید که امروز آقای ابطحی را گرفته اند؟ آقا در میان حلقه همه آن بزرگواران فقط رضایت خدا را می دیدند نه رضایت خلق او را . آقا فرمودند: بنده در جریان دستگیری ایشان نیستم، در این امور دخالت هم نمی کنم. به دستگاه ها هم گفته ام که خودشان حسب تکلیفشان به وظایف ذاتی خود عمل کنند. همه دیدند که مواضع آقا خیلی سفت و محکم است و جای هیچ گونه باج خواهی و یا وساطت طلبی از نائب مهدی و عدالت پیشه ای علوی وجود ندارد.
آقا از حلقه بزرگان سابق، خارج شدند که آقای طلایی نیک نزدیک به خروجی در جلو رفتند و به آقا گفتند: آقا در این مدت به بزرگان خیلی توهین شد و شخصیت بزرگان نظام در تلویزیون مستقیماً تخریب شد و ..... شما نظرتان چیست؟ آقا در حالیکه داشتند خارج می شدند گفتند: بله، بنده هم مانند همه مردم از تلویزیون برنامه های انتخاباتی را می دیدم. واقعاً وقتی می دیدم درست جلوی دید مردم به رئیس جمهور قانونی کشور مدام می گویند دروغ گو، دروغ گو! دلم می شکست.
و این آخرین تلاش بزرگان سابق، برای حتی شنیدن جمله ای کوتاه برای نقل قول در بیرون از جلسه و یا حتی یافتن مستمسکی کوچک از سخنان حضرت آقا مبنی بر درستی کارهایشان بود. کارهایی که بهایش خون های جوانان و مردم بی گناه و به خیابان کشاندن و به آشوب کشاندن سرزمین ولی عصر در برابر انظار دنیا و تبدیل بهترین فرصت نظام در تاریخ انقلاب به صحنه ای زننده و هتک حرمت خون شهدا بود.
جمله مرد خاکستری فتنه که نقل کرده بود: (آقای) خامنه ای از اغتشاش می ترسد و اگر بتوانیم مردم را یک ماه در خیابان نگه داریم قطعا عقب نشینی خواهد کرد. را حتماً به یاد دارید همین جمله به خوبی گواه است که سران فتنه نه تنها مردم ایران که رهبری این نظام را هم نشناخته بودند.
حضرت آقا به آن جلسه نیامده بود تا با دوستان و آشنایان قدیمی خودشان به رسم آنچه از سیاست بازی و رفاقت آموخته بودند، سخن بگوید و نیامده بود تا با دوستان و آشنایان قدیمی خودش که بواسطه حضور مردم در خیابانها احساس قدرت می کردند، با معامله و عقب نشینی جلب محبت نماید.
آقا آمده بود برای آخرین بار با دوستان و همسنگران و آشنایان قدیمی خودش در داخل و خارج جلسه اتمام حجت کنند. بله، امام ما برای اتمام حجت با همه آشنایان قدیمی خود جلسه آمده بود...
سید علی حسینی خامنه ای همچون خمینی (ره) به هیچ کس باج نمی دهد.


9دی راه پیمایی نبود

نوشتم دیروز که جز “۹ دی” عمری به تلویح گذشت. نهمین روز دی ماه سال هشتاد و اشک از حنجره مان به صراحت فریاد زدیم. اگر ۲۲ بهمن ۵۷ روز پیروزی جمهوری اسلامی بود اما ۹ دی ۸۸ روز مهمتری است. از آنرو که معلوم آمد در این روز انقلاب اسلامی شکست ناپذیر است. ۲۲ بهمن مظهر ولایت پذیری ما نشانه سلم ما بود و ۹ دی آینه برائت ما از سران کفر و فتنه و نفاق و نشانه حرب ما با غریبه ها بود که شعار خود را از حلقوم بریده ها سر می داد. اوباما با ما غریبه است و اصحاب فتنه از ما از امام از انقلاب اسلامی بریده اند. از ولایت فقیه بریده اند. ما هم از ایشان بریده ایم. بیزاریم ما از سران فتنه. حال ما از مهندس از کروبی از خاتمی بهم می خورد و این وسط خواص بی بصیرت لابد بیمارند که دمی با پزشک خلوت می کنند و آنی هم دست می شوند با میکروب های سیاسی اما ۹ دی ما با هر آنکه باید برای همیشه انقلاب اسلامی تصفیه حساب کردیم. ما آبرو باقی نگذاشتیم در ۹ دی برای کسانی که به جای اعتکاف در شعاع نور ماه، پرسه در مه می زنند که ۲۲ بهمن ۵۷ اگر روز پیروزی انقلاب اسلامی بر طاغوت بود، ۹ دی ۸۸ روز مهمتری است. آن را می نویسم “بود” اما این را می نویسم “است” چرا که از این پس هر روز برای ما ۹ دی است. ۹ دی ۸۸ جمهوری اسلامی انقلابی بر جمهوری اسلامی قلابی برای همیشه به پیروزی رسید. جمهوری اسلامی که در راس آن ولایت فقیه نباشد، عینا نظام طاغوت است. ما به جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد اما فقط به شرط ولایت فقیه رای “آری” دادیم. اگر ۱۲ بهمن ۵۷ به خمینی و با حضور تاریخی خود از فرودگاه تا بهشت زهرا “آری” گفتیم و اگر ۱۴ خرداد ۶۸ بیعت کردیم با خامنه ای، در ۹ دی ۸۸ “نه” گفتیم به دشمنان مشترک خمینی و خامنه ای. با این همه ۹ دی ۸۸ ریشه در ۲۲ بهمن ۵۷ دارد، همچنان که “لا اله” ما ریشه در “الا الله” دارد. “لا” گفتن ما به ابلیس، به “نعم” گفتن ما برمی گردد به خدا اما سوگند به همین خدا تا جمرات سه گانه کفر و نفاق و فتنه را “رمی” نکنی، نمی توانی طواف کنی کعبه ولایت را. پس نه فقط نماز بی ولایت بی نمازی است که نماز بی برائت هم بی نمازی است که حب علی بی بغض معاویه بی فایده است و فقط به کار خلسه دراویش می آید. نظامی که بعد از ۲۲ بهمن ۵۷ سر کار آمد جمهوری اسلامی بود اما بعد از ۳۰ سال شجره طیبه جمهوری اسلامی نیاز مبرم به هرس داشت. ۹ دی ۸۸ فرزندان انقلاب اسلامی بریدند تک و توک شاخ و برگ های زائد این درخت را. ۹ دی ۸۸ روز حجامت جمهوری اسلامی بود و همچون ۲۲ بهمن ۵۷ در زمستان، بهاران آمد. بهار فصل حجامت است. خون آلوده، میکروب سیاسی و گلبول های خاکستری صفت که یکی به نعل و یکی به میخ می زنند، تصفیه شدند از خون سرخ انقلاب اسلامی. اگر ۲۶ دی ۵۷ شاه از این کشور رفت، ۹ دی ۸۸ آبروی شب پرستانی رفت که با حضرت ماه دشمنی کردند. ورشکسته کردیم ما آنان که باید. ۲۲ بهمن ۵۷ روز بعثت دوباره محمد بود؛ روز برانگیخته شدن خمینی و ۹ دی ۸۸ روز تثبیت ولایت مستمر “علی” بود. روز “نه” گفتن به دشمنان سیدعلی. ما در ۱۴ خرداد ۶۸ با خامنه ای بیعت کردیم اما ۹ دی اعلام برائت کردیم از دشمنان خامنه ای. ۹ دی دیر اتفاق افتاد اما دیر یا زود باید اتفاق می افتاد. ۹ دی حرف حساب ما این بود؛ تا ظهور بقیه الله، جز جانشین روح الله؛ حضرت ماه علمداری برای انقلاب اسلامی متصور نیست. ۲۲ بهمن ۵۷ و ۹ دی ۸۸، ۲ روی یک سکه اند. حالیا! جمع ۲۲ و ۵۷ می شود ۷۹ و جمع ۹ و ۸۸ می شود ۹۷ و مگر ۹۷ را از آن طرف بخوانی ۷۹ نمی شود؟! حالیا! باری پیش از این گفته بودم: “خا” و “میم” و “یا” “نون” و “یا” در خمینی و خامنه ای مشترک است. یعنی من هر وقت می نویسم خامنه ای، در دل خود خمینی هم دارد اما خامنه ای یک “الف” یک “ها” از خمینی بیشتر دارد که روی هم می شود “آه”… و ما در یوم الله ۹ دی ۸۸ حرف حساب مان این بود: اجازه نمی دهیم آه حضرت ماه گره بخورد به سینه چاه. ما اگر بودیم “علی” تنها نمی ماند. ما اگر بودیم سر شمر را می بردیم. ما یک ملت مالک اشتریم. فرزندان عباس. ما اختیار نفس مان زودتر از جناب مختار دست مان است. ما قبل از آنکه ۲۰۰ کلاهک هسته ای اسرائیل و ۲۵۰۰ ماهواره جاسوسی آمریکا بخواهند غلطی کنند، قبل از آنکه شیاطین کفر و نفاق و فتنه بخواهند غلطی کنند، مختار نفس خود شدیم. ما از “این عمار” توبه کردیم و مختار از “راس الحسین” و “کف العباس”. ما از قوم حجاز بهتریم، که خمینی گفت و از بسیجیان نسل قبل هم بالاتریم و اگر امری پیش آید و کربلایی در کار باشد، از ایشان پر شورتریم که خامنه ای گفت. خامنه ای برای ما با یک تفاوت اساسی خمینی دیگر است که ما اجازه نمی دهیم به این یکی امام هم جام زهر بدهند که ما در ۹ دی ۸۸ قطعنامه ای نپذیرفتیم. آنان که پرسه در مه می زدند، بی خود پادرمیانی می کردند. اینجا افغانستان نیست که لویی جرگه بخواهد. ما اینجا وصیت نامه شهدا را داریم و بر اساس همین قانون اساسی اعلام می کنیم که دوره جام زهر گذشت که تاریخ را برای “عبرت” می خوانند و نه برای “تکرار”. ما نهج البلاغه را می خوانیم که سیدعلی را تنها نگذاریم. ۲۲ بهمن ۵۷ روز پیروزی قرآن بود و ۹ دی ۸۸ روز فتح نهج البلاغه. ۹ دی ۸۸ فتح الفتوح بسیجیان خامنه ای است. ۹ دی ۸۸ عاشورای فارسی است و خیابان انقلاب اسلامی بین الحرمین ماست که یک سویش به میدان امام حسین ختم می شود و دیگر سویش به میدان آزادگی. ۹ دی، عاشورا به تاریخ هجری شمسی است و ماه و خورشید در این روز فقط و فقط در آسمان می درخشند، نه بر روی نیزه. ما در ۹ دی ۸۸ کاری مهمتر از پدران مان کردیم در ۲۲ بهمن ۵۷ که ما بر مسجد ضرار پیروز شدیم، نه بر میخانه قمار. ما در ۹ دی ۸۸ کاری مهمتر از پدران مان کردیم در والفجر ۸ که شهدا اگر از عرض وحشی اروند که روزی ۲ بار جزر و مد داشت، رد شدند، ما از عرض و طول سایت هایی رد شدیم که آنی ۲ بار آپ می شدند. ما در ۹ دی ۸۸ کاری مهمتر از پدران مان کردیم در کربلای ۵ که طرف حساب مان بعثی ها نبودند، بعضی ها بودند که با امام و این اواخر با “آقا” زیاد عکس داشتند که فتنه پیچیده بود ولی نه اندازه بصیرت ما. ما در ۹ دی ۸۸ کاری مهمتر از پدران مان کردیم در مرصاد که در مقایسه با منافقین فعلی صد رحمت (نکته گیران “لعنت” بخوانند!) بر مریم قجر عضدانلو ابریشمچی رجوی، که مثل نامرد به براندازی نظام فکر کنی، هزار بار شرف دارد که به جمهوری اسلامی قلابی بیاندیشی. جمهوری اسلامی قلابی یعنی همان که “آقا” گفت؛ کاریکاتوری از انقلاب اسلامی. آقای موسوی! این بار به جای نقاشی، داشتی کاریکاتور می کشیدی و ما در ۹ دی قلم ناپاکت را زدیم شکستیم. اگر مردی، حالا برو بکش! الان وقت کشیدن است! ما به تو اجازه نمی دهیم کاریکاتور بکشی، می خواهی بکشی، همان به که چون بختیار!… و من چنان با کلماتم تو را محاکمه می کنم که اصلا نیازی به قوه قضاییه نباشد. تو نخست وزیر امام نیستی، که نخست وزیر را رئیس جمهور تعیین می کند که رئیس جمهور هم فرد دیگری مد نظرش بود. گذشت آن دوران که مثلث جام زهر با فشار تلخ کند کام امام مسلمین را. آقای خاتمی! خجالت نکشیدی “الله اکبر” را جورج سوروس بر دهانت گذاشت؟! یادت هست آخرین سال رئیس جمهوری ات گفتی؛ از اردوگاه اصلاح طلبان صدای پای دشمن می شنوم؟! آهای سران فتنه! ما در فتنه ۸۸ از حلقوم شما صدای دشمن می شنیدیم. اف بر شما و بروید دعا کنید به خامنه ای، که اگر نبود که امر نکرده ما را، ما را با شما معامله دیگری بود. از دیگر سران فتنه همین جناب اندیشمند فارین پالیسی است. شیخ بیسواد! سروش با یک من سیریش به ملاصدرا نمی چسبد، بی خود تف مالی نکن! از همین حالا نوبل مال تو! سروش هیهات که ملاصدرای زمان باشد اما تو شک نکن که ملانصرالدین عصر مایی! مجموعه ای از اظهار کرامات تو با مزه ترین لطائف روزگار ماست. کاش کسی تدوین کند این کتاب را. پرفروش ترین کتاب سال می شود! از ۴ نفر پنجم شدِی، به چه چیزی اعتراض داری؟ به جای نظام به آرای باطله تهمت تعرض بزن! تقصیر ما نبود. اصلا به ما چه که اگر میزان نه رای مردم، که رای اعضای حزب اعتماد ملی هم بود، باز تو رئیس جمهور نمی شدی؟ فقط شاید از آرای باطله کمی بیشتر می شدی! هر کسی در این مملکت ادای اوباما را دربیاورد و شعار “تغییر” دهد، مشمول “قاعده تغییر در نظام آفرینش” می شود و از ملت سیلی محکم می خورد و در ۹ دی، ملت سرخ کرد صورت سران فتنه را. چه کنیم که مصلحت و یا هر چه، به رسانه محترم ملی (چه با ملاحظه شده ام من!) اجازه نداد همه شعارهای ما از صدا و سیما پخش شود. رسانه ملی فقط سیمای ما را در ۹ دی نشان داد. صدای ما را درست پخش نکرد. بگذریم که لنز دوربین هم نتوانست درست نشان دهد سیمای عاشورایی ما کفن پوشان را. ما از رسانه ملی سیمای خود را کمی تا قسمتی دیدیم اما صدای خود را نشنیدیم. “لعن علی عدوک یاعلی” را خیلی از شعارهای خود را نشنیدیم. اگر صدای ما هم اندازه بازی رئال مادرید و بارسلونا برای بعضی ها مهم بود، اگر صدای ما هم “زنده” پخش می شد، حتی اگر با تاخیر اما رسا پخش می شد و اگر سانسور نمی شد، موسوی غلط می کرد باز هم بیانیه دهد. این است اوج مظلومیت ما اوج محجوب بودن ما. این است درد ما که چقدر مظلوم است یوم الله ما. چه مظلوم و مقتدر و متواضع و مغرور و خاکی و باشکوه است این ۹ دی… گفت: “ما زخم خوردگان تیره ترین و سردترین و بلندترین شب های جور بودیم. ما شلاق خوردگان یلدای ستم بودیم”… ۹ دی شعاع فجر ما بود. در ۱۲ بهمن ۵۷ سخن از “تراکم جمعیت” استقبال کنندگان از امام بود ولی در یوم الله ۹ دی ۸۸ سخن باید از “جمعیت متراکم” فرزندان روح الله گفت که در خیابان انقلاب اسلامی، خیابان کارگر، میدان امام حسین، میدان ولیعصر، خیابان آزادی، میدان فردوسی، جای سوزن انداز نبود. بلیزر حامل امام اگر آنجا بود، اصلا تکان نمی خورد. ۱۲ بهمن ۵۷ اگر “راه پیمایی” بود، ۹ دی ۸۸ اما “ماه پیمایی” بود… اگر بگویم ۹ دی راه پیمایی نبود و ماه پیمایی بود، لرزه بر اندام کدام قانون انداخته ام؟… ۹ دی ماه پیمایی بود، که به عشق حضرت ماه، ما آمده بودیم؛ کمی تا قسمتی هم به طمع ساندیس… آری؛ “من اعتراف می کنم و افتخار می کنم که حکومت به ما ساندیس داد و من چون روزه بودم “نی” اش را نگه داشتم تا در روضه علی اصغر در آن بدمم؛ بشنو از نی. من نی ام را درون ساندیس نکردم، فرو کردم در چشم رئیس جمهور آمریکا و از حرمله انتقام گرفتم. ساندیس من آب سیب بود. دادم به رباب تا طفل ۶ ماهه اش را سیراب کند. رئیس جمهور آمریکا با ما نیست. او با ما نیست. با سران فتنه است. با آن بیسواد که مردم گفتند “عامل دست موساد”. خانم کلینتون! ساندیس جمهوری اسلامی الکل ندارد که ۱۰۰ دلار آب بخورد؛ از شیر مادر حلال تر است. ۱۵۰ تومان است (نمی دانم بعد از طرح هدفمندی، قیمت ساندیس مشمول اصل تغییر در نظام آفرینش شده یا نه؟!) که مش رجب ۱۰ تایش را می فروشد هزار تومان. سران فتنه کوکاکولا می خورند که گازش اشک آور است و اشک کودکان فلسطینی را در می آورد. نتانیاهو با سران فتنه است، فتحی شقاقی شهید با ما. علی عبدالله صالح (گاهی که متن “من مستاجر نیستم، خانه ام بیت رهبری است” را می خوانم، فکر می کنم که این مردک چه بی ربط است با اسمی که دارد؛ نه “علی” است، نه “عبدالله” و نه “صالح”… کدام صالح، کدام صلح، کدام اصلاح طلب؟…) با سران فتنه است، حسن نصرالله با ماست. چشم اسرائیل کور! حکومت به ما تی تاپ هم داد…

قطعه 26


مجید


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو